زندگی مکزیکی که شما را با فقر مطلق و عقب افتادگی مردمی نظیر مارسلینیو اسکو که برای عملگی به مکزیکو سیتی مهاجرت میکند ودر اثر تصادف شما تنها در یک سکانس با جسد او آشنا میشوید یا خانواده ای که عروس خود را در جاده روی صندلی گذاشته و از مسافران گذری برای عروسی پول جمع آوری میکنند ویا سایه شوم دیکتاتوری در نقاب دموکراسی سوری نظیر حضور ماموران حزب حاکم در اغلب سکانس ها, فروش مواد غذایی آلوده به فقرا توسط عناصر حزب حاکم,همه گیری مواد مخدر و شادی آور در سنین پایین و تظاهرات, تظاهرات, تظاهرات بی سرانجام حزب چپ و... آشنا میکند.
در قسمتی از روایت راوی در هنگام عروسی در حالی که ما صحنه ی غذا خوردن عده ی زیادی از محافظان رییس جمهور را میبینیم عنوان میشود که رییس جمهور از قتل عام "سرووردی" اظهار ناراحتی کرده و دخالت استانداری در این واقعه را تکذیب میکند, عروسی را برای انتخاب کاندیداهای انتخابات ملی آینده ترک میکند و جالب اینکه در مقابل این اعمال جامعه جهانی سکوت کرده و رییس جمهور بعد از جلسه تعیین کاندیدا به واشنگتن میرود برای کنفرانس جهانی.
واما دو نوجوانی که ما را با خود همراه میکنند:
تناج : عضو خانواده وزیر امور خارجه,بچه دوم از سه بچه, علاقه مند به نویسندگی که به اصرار پدر به دانشگاه اقتصاد هاروارد میرود. اسمش را هرنان میگذارند, تولد او مصادف میشود به پیوستن پدرش به حزب ملی گرایان(حاکم) که با قدرت گرفتن ناگهانی این حزب همراه میشود و نام او را تناج که یک اسم اصیل سرخپوستی است میگذارند.
جولیو: پدرش را از پنج سالگی ندیده, مادرش منشی یک شرکت است و با نا پدری زندگی میکند.او یک خواهر تنی جناح چپی دارد.
هرکدام از این دو نفر نماینده ی قشری از طبقات اجتماعی مکزیک هستند, مکزیکی که در اینجا با ظاهر زن زیبای اسپانیایی زبان با این دو مواجه میشود, زجر کشیده, مبتلا به بیماری لا علاج و در آستانه مرگ که خود را در اختیار آنها قرار داده ولی این دو حتی در این مورد هم نمیتوانند با هم کنار بیایند و دچار جدال و کشمکش میشوند.
نکته قابل توجه این فیلم قول ها و قرارهایی است که از سکانس اول فیلم تا آخر با آنها مواجه می شویم مانند قول تناج و جولیو به دوست های دخترشان یا شروط گروه موسوم به "شارلوآسترا" ,که در طول فیلم نمایان میشود هیچکدام از این افراد به قول ها و شروط پایبند نبودند که به نوعی میتوان آن را هم نمادی از جهان سوم دانست که در آن فقط وضع قوانین موضوعیت داردو واضعان خود را ملزم به اجرای آن نمیدانند(قوانین حکومتی,قوانینی برای دیگران).
در پایان فیلم که بعد زمانی آن چند سال پس از این ماجراهاست میبینیم که خواهر جولیو که یک چپی نوع دوست با فعالیت هایی نظیر رساندن پوشاک و غذا به فقرا بود توسط نا پدری از خانه بیرون شده و همه چیز همان طور باقیست...



